السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

440

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

وحى فرمود : همين‌كه اين نكته را مىدانى براى شكرگزارى من كافى است . « 1 » امام باقر عليه السّلام فرموده‌اند : خداوند به موسى فرمان داد : مهر مرا در دل خويش همواره زنده بدار و مهر مرا در دل مردم نيز جاى ده . موسى گفت : مهر الهى فزون‌تر از آن است كه نياز به بيان داشته باشد ولى چگونه مهر الهى را در دل مردم جاى دهم ؟ خداوند فرمود : نعمت‌هاى بىشمار مرا براى مردم بازگو كه مرا همواره به نيكى ياد كنند . سپس موسى پرسيد : چرا پدران از دنيا مىروند و از آنان فرزندانى خردسال به جا مىماند ؟ خداوند فرمود : اى موسى ، آيا روزى دهنده و كفايت‌كننده‌اى بهتر از من مىشناسى ؟ پس براى نگهدارى آن كودكان غمناك نباش . « 2 » امام باقر عليه السّلام فرموده‌اند : موسى از خداوند خواست كه زوال خورشيد را به او اعلام كند . فرشته‌اى از سوى خداوند بر اين كارفرمان يافت و به موسى گفت كه خورشيد افول كرده است . موسى پرسيد : خورشيد چه هنگام افول كرد ؟ فرشته گفت : آنگاه كه تو را باخبر نمودم و اينك پانصد سال از آن زمان مىگذرد . « 3 » امام صادق عليه السّلام مىفرمايند : خداوند به موسى وحى نمود كه به پيروانش بگويد : به‌جاى اين‌كه در راه خدا سينه چاك كنيد استوارى پيشه سازيد . آن حضرت در روايت ديگرى فرموده‌اند : خداوند به موسى فرمود كه از سخن چينان دورى گزيند و براى اينكه موسى بتواند سخن‌چينان را بيابد چنين به او دستور داد كه يارانش را به گروه‌هاى ده‌نفرى تقسيم كند و ميان آن گروه‌ها قرعه اندازد آنگاه قرعه به نام هرگروه كه درآمد ميان اعضاى همان گروه دوباره قرعه زند و نام هركه درآمد او سخن‌چينى كرده است . هنگامى كه موسى براى قرعه آماده مىشد آن سخن‌چين خود نزد موسى آمد و از كردار زشتش عذرخواهى نمود . « 4 »

--> ( 1 ) . قصص راوندى ص 161 . ( 2 ) . قصص راوندى ص 161 . ( 3 ) . قصص راوندى ، ص 161 . ( 4 ) . روضه كافى ص 129 .